تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۸۹

مرور خاطرات انقلاب با دکترحداد عادل

ما شنیده بودیم که در آخر الزمان خورشید از مغرب طلوع می کند ولی معنای آن را نمی دانستیم حال که امام خمینی از غرب انقلاب را هدایت می کند معنای آن را درک کردیم؛ این بخشی از خاطره دکتر حداد عادل از سخنان شهید مطهری است که سه ماه قبل از پیروزی انقلاب در دانشگاه شریف مطرح شد.

دکتر حداد عادل که یکی از اعضای شورای برنامه ریزی ‘هفته همبستگی دانشگاهیان با مردم’ در دانشگاه شریف بوده آن زمان ۳۳ سال بیشتر نداشت؛ آبان ۵۷ بود، پس از سخنرانی شهید مطهری در دانشگاه شریف، دانشجویان عکس شاه را از بالای تالار ورزش به پایین می کشند؛ لحظاتی بعد تظاهرات دانشجویان و اساتید در صحن دانشگاه آغاز می شود…

****

دکتر غلامعلی حداد عادل متولد ۱۳۲۴ در تهران، مشاور عالی رهبر معظم انقلاب اسلامی ، رییس سابق مجلس شورای اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی است. وی اولین رییس غیر روحانی مجلس شورای اسلامی بود.
او دومین رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران بود که در اواخر دوران ریاستش بر این فرهنگستان به ریاست مجلس شورای اسلامی نیز انتخاب شد. در ۲ آبان ۱۳۸۷ با حکم آقای احمدی‌نژاد، دکتر حدادعادل مجدداً برای ریاست این فرهنگستان برگزیده شد.
تابلویی که در دفتر کار وی نصب شده است همه چیز را می گوید : ‘ای زبان فارسی ای دُرّ دریای دری – ای تو میراث نیاکان ای زبان مادری …’
دکتر حداد عادل همچنین عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
وی دارای مدرک لیسانس فیزیک از دانشگاه تهران، فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه شیراز، فوق لیسانس فلسفه از دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) و دکترای فلسفه است.

یکی از روزهای آفتابی و در عین حال سرد بهمن ماه دکتر حدادعادل در دفتر کارش در فرهنگستان زبان و ادب فارسی پذیرای خبرنگار سیاسی ایرنا بود.
ساعت، ۱۱ صبح را نشان می داد؛ دکتر حداد عادل به خبرنگار گفت که تا آخرین لحظه قبل از مصاحبه تحولات مصر را دنبال می کرده است؛ آنگاه روبروی خبرنگار و عکاس نشست و سخن را اینگونه آغاز کرد…

حال و هوای کشور ما در ۳۲ سال پیش، حال و هوای امروز مصر بود، وقتی حوادث امروز مصر را می بینیم حوادث و وقایع انقلاب برایمان تجدید خاطره می شود.
امسال انقلاب یک اصل و رونوشت دارد، یکی نمونه امروزی و دیگری آن چه در حافظه داریم که هر دو آن ها با هم هستند و دائم از یکی به دیگری منتقل می شوند.
با انقلاب اسلامی، مردم ایران بعد از قرن ها توانستند به صورت عمومی در مقیاس ملی، خودشان برای اداره کشورشان تصمیم بگیرند زیرا کمتر در طول تاریخ اتفاق افتاده که ملتی برای خودش حاکم تعیین کند. اگر در طول تاریخ از نام کاوه در برابر ضحاک سخنی بوده همواره در غبار تاریخ گم شده بود و در واقع به افسانه شبیه بود و بعد از آن هم این قدرتمندان بودند که به شهرها یورش می بردند، و با غلبه بر حاکمان قبلی به صورت خونی، با زور و به دور از هر منطقی یک حکومت را سرنگون و یک حکومت دیگر ایجاد می کردند و این سرنوشت چند سال بعد در رابطه با خودشان هم به وقوع می پیوست و عموم مردم زیر دست و پای این قدرت طلبان له می شدند. این چشم انداز عمومی تاریخ از حیث سازو کار انتقال قدرت بود.
در واقع هیچ وقت انتقال قدرت در ایران تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی منطقی و مردمی نبود و در این ۱۵۰ سال اخیر هم که مصیبت جدیدی بر آن مصیبت قدیم اضافه شد و آن دخالت قدرت های استعماری مانند انگلستان و روسیه و در چند دهه نزدیک به انقلاب مشخصا در سال ۳۲، دخالت آمریکا بود.
در این دوران شاهد بودیم سرنوشت حکومت کشورمان از آن سوی مرزها تعیین می شد، این واقعیت تلخ عقده ای در جان مردم ایران شده بود که در طول تاریخ از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد و بالاخره یک روز این خشم انباشته به صورت آتشفشانی فوران کرد ، انقلاب به پیروزی رسید و این مساله کاملا طبیعی بود.

مردم در اولین شعار خود کلمه ‘استقلال’ را به زبان آوردند و شعار ما در انقلاب ‘استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی’ بود و در این شعار، مردم کلمه ‘استقلال’ را مقدم می دانستند ، در واقع این مساله بازگشایی یک پرونده چند هزار ساله بود.

این ملت در انقلاب یک تجسم غیبی وحدت الهی را همان طور که امام بارها فرمودند شاهد بود و حقیقتا از معجزات و کرامات الهی است که یک رهبری تبعید شده و دور از ملت خودش با دست خالی ، بدون پول و سلاح بتواند از خارج کشور ملتی را هدایت و انقلابی را رهبری کند و یک حکومتی که در درون کشور مسلط است و همه امکانات را در اختیار دارد بدون داشتن تشکیلات مخفی، زیرزمینی و رسانه ای فراگیر سرنگون کند. امیدواریم همگان قدر این نعمت الهی را بدانند و بتوانیم آرزوهای امام و شهیدان را روز به روز بیشتر برآورده کنیم.’

** نقش روحانیت در پیروزی نهضت
روحانیت نقش اساسی و اصلی را در پیروزی انقلاب داشتند و مهم ترین دلیل آن، این بود که رهبری این انقلاب را یک مرجع تقلید که روحانی و استاد حوزه علمیه بودند بر عهده داشتند. مشخصا این انقلاب از متن و بطن تشکیلات روحانیت جوانه زده بود و گفتمان اصلی این انقلاب هم گفتمان اسلامی بود.

امام خمینی(ره) انقلاب خود را به نام اسلام و با تکیه بر قرآن و معارف اسلامی و اقتدا به سیره و سنت پیامبر و ائمه آغاز کرد. نظریه ولایت فقیه که فلسفه سیاسی این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است یک نظریه دینی و فقهی است و در طول ۱۶ سالی که از سال ۴۱ تا ۵۷ سپری شد رهبری این انقلاب به دوش امام بود.
در این که روحانیت نقش اصلی رادر پیروزی انقلاب داشته هیچ شکی نیست و این را همه از جمله کسانی که مخالف انقلاب بوده اند، قبول دارند، این نقش همچنان باید محفوظ باشد و نباید منحصر به دوران قبل از انقلاب تلقی شود، بلکه همان عاملی که باعث پیروزی انقلاب شد همان عامل باید باعث باقی ماندن نظام هم باشد.

** نقش دانشگاه
دانشگاه ها با انقلاب همراه بودند اما پیشتاز نبودند، اصولا این گفتمان اسلامی که بر انقلاب اسلامی حاکم بود در درون دانشگاه ها شکل نگرفته بود اگر نظریه ها و راه و روش هایی برای حرکت های انقلابی از دانشگاه ها در می آمد، بیشتر مبتنی بر نظریه های مارکسیستی، کمونیستی چه از نوع لنینیستی و چه از نوع مائونیستی بود.
در دانشگاه ها از سال ۱۳۲۰ که سال سقوط رضا خان و پدید آمدن تحول و نوع خاصی از آزادی بود، سه جریان مختلف ملی گرایی، کمونیستی و اسلامی وجود داشت.
جریان اسلامی در ابتدا از هر دوی آن ها ضعیف تر بود ولی به تدریج قدرت گرفت و در سال ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ با آغاز نهضت امام و پدید آمدن ۱۵ خرداد این جریان جهشی از حیث کمیت و کیفیت پیدا کرد.ما در فاصله سال های ۴۲ و ۵۷ شاهد سیر تکاملی جریان اسلامی در مقابل آن دو جریان دیگر در دانشگاه ها بودیم.

** کی وارد دانشگاه شدید؟
بنده در مهر ۴۲ وارد دانشگاه تهران شدم و در آن ۱۵ سال یعنی در فاصله سال های ۴۲ تا ۵۷ سال هایی را به عنوان دانشجو در دانشگاه حضور داشتم، از سال ۴۵ تا ۵۷ هم به عنوان دانشجو و هم به عنوان معلم در دانشگاه های تهران، شیراز ،شهید بهشتی و صنعتی شریف بودم.
زمانی که امام حرکت خود را آغاز کرد آرمان جریان های کمونیستی و ملی گرایانه را به نحو کامل تری بر اساس اسلام به جوان ها عرضه کرد، اگر ملی گرایان دنبال استقلال و مبارزه با استعمار بودند، امام به نحو واضح تر و محکم تری این آرمان ها را بر اساس اسلام مطرح کرد.
مارکسیست ها وعده عدالت اجتماعی می دادند ولی امام هم با زندگی خود و با معارف اسلامی این آرمان را مطرح کرد و فرق نهضت امام با جریانات دیگر در این بود که امام چون اعتقاد به اسلام داشت با توده های مردم همدل و همداستان بود، اما ملی گرایان و مارکسیست ها عقبه اجتماعی و مردمی گسترده نداشتند و دانشجویان چون از متن مردم برمی خاستند روز به روز گرایششان به این جریان بیتشر می شد.
در چند ماه قبل از پیروزی انقلاب، شاهد حضور دانشگاهیان در تظاهرات و همراهی با مردم بودیم برای مثال در دهه اول آبان ۵۷ مراسمی در دانشگاه های بزرگ مانند تهران،صنعتی شریف و صنعتی امیر کبیر تحت عنوان همبستگی دانشگاهیان برگزار شد ما هم این مراسم را در دانشگاه شریف برگرار کردیم و بنده هم یکی از اعضای شورای برنامه ریزی و تصمیم گیری این مراسم بودم.

**سخنرانی جذاب شهید مطهری در دانشگاه صنعتی شریف
در یکی از روزها هم شهید مطهری را به دانشگاه برای سخنرانی دعوت کردیم که این سخنرانی گهگاه از رادیو پخش شده است شهید مطهری در این سخنرانی می گوید ما شنیده بودیم که در آخر الزمان خورشید از مغرب طلوع می کند ولی معنای آن را نمی دانستیم حال که امام خمینی از غرب انقلاب را هدایت می کند معنای آن را درک کردیم؛ سپس ایشان از امام با تعابیری مانند ‘جان جانان’، ‘قهرمان قهرمانان’ یاد می کنند و در آبان ۵۷ در همان روز که شهید مطهری سخنرانی می کرد دانشجویان دانشگاه، عکس شاه را از بالای تالار ورزش دانشگاه پایین کشیدند و دیگر آن عکس بالا نرفت. همچنین در صحن دانشگاه تظاهرات برگزار می شود و همین دانشجویان بعد از پیروزی انقلاب در خدمت نظام مسئولیت بر عهده گرفتند و اندکی بعد از کنار رفتن دولت موقت وارد دولت شدند. سپس لانه جاسوسی را تسخیر کردند و بعد از آن در جنگ حضور یافته و این گونه، دانشگاه روز به روز به این انقلاب نزدیک تر می شد، ولی هنوز هم راه طی نشده و زیاد و طولانی در پیش است که باید طی شود تا این که وحدت حقیقی و منطقی میان حوزه و دانشگاه محقق شود.

** انقلاب فرهنگی در دانشگاهها
همانطور که گفتم در دانشگاه سه جریان مشخص وجود داشت، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری سعی کردند با حضور در دانشگاه ها و با تکیه بر دو جریان ملی گرایی و مارکسیستی خصوصا مارکسیسی در مقابل انقلاب بایستند یعنی ذخیره ای در دانشگاه برای گفتمان های غیر اسلامی وجود داشت و به همین جهت این ناهماهنگی فضای دانشگاه ها با فضای مردمی سبب شد که ادامه این وضعیت تحمل ناپذیر باشد و منجر به انقلاب فرهنگی شد.
ستاد انقلاب فرهنگی به وجود آمد که بعد از وقفه ای در فعالیت دانشگاه ها با تامین یک حداقلی از شرایط، دوباره دانشگاه ها کار خود را آغاز کردند. این ستاد بعدها جای خود را به شورای عالی انقلاب فرهنگی داد و شورای عالی انقلاب فرهنگی در حال حاضر به عنوان یک نهاد با سابقه وظیفه خود را که عمدتا سیاست گذاری در عرصه فرهنگ و دانش است دنبال می کند.
بنده از ابتدا عضو رسمی ستاد انقلاب فرهنگی نبودم، ولی از همان ابتدا همکاری با ستاد داشتم بعدها هم به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمدم که در حال حاضر هم این توفیق را دارم که با این شورا همکاری کنم.

**دلیل ریزش و رویش های انقلاب
رویش ها در انقلاب طبیعی است، اگر انقلاب در رویش افراد جدید تاثیری نداشته باشد که انقلابی صورت نگرفته ما باید هر لحظه شاهد رویش باشیم.
کسانی هم بوده و هستند که به دلایل مختلف از همراهی با این قافله باز می مانند، بخشی از این دلایل به جهات نفسانی مربوط است؛ این که کسانی آرمان های انقلاب را فراموش کرده اند و اسیر ظواهر مادی،قدرت، شهوت و ثروت شده اند، این ها خطرهایی است که هر انقلابی را تهدید می کند و باعث ریزش می شود.
در صدر اسلام نمونه های فراوانی از این نوع وجود داشته است، یک دسته دیگر از این انحرافات ناشی از انحرافات فکری است که برخی از اشخاص رسوباتی از افکار غیر اسلامی در ذهن خود دارند، در یک برهه ای با انقلاب همراه شدند اما نه آن تفکر صحیح اسلامی را دارند و نه آن رسوبات را به کلی از ذهنشان پاک کردند این رسوبات مانند ویروس گاهی بروز می کند و او را از بقیه جدا می کند، ما در این سه دهه شاهد انواع این ریزش ها بوده ایم، ولی حق این است که با این که این ریزش ها تاسف آور بوده ولی باعث ناامیدی نمی شود برای این که رویش ها آنقدر زیاد و دلگرم کننده است که جای خالی ریزش ها را پر می کند و اضافه هم می آورد یعنی حرکت اسلامی رو به رشد است.

** خصوصیات خط امامی بودن
باید سعی کنیم که امام را الگو و اسوه قرار دهیم و مثل ایشان عمل کنیم، هر باطلی یک لباس حق را به تن می کند که باطل بودن معلوم نشود، مثل حباب که توخالی است ولی لایه ای از آب را به سر خود می کشد، همان لایه آب است که حجم گنبد واری درست می کند و چند لحظه خودنمایی می کند جریانات باطل هم مختصری از حق را می گیرند و چتر و سقفی می کنند روی فضای تو خالی باطل خودشان.
استفاده از امام هم برای بعضی ها این طور بود و مردم هم درست تشخیص می دهند. اگر بخواهیم وارد عناصر فکری و معنوی و مشخصات عملی امام شویم یک بحث مستقل و مفصل است و مطلب ناگفته ای هم در این خصوص نیست، دیگران بارها و بارها گفته اند ولی بهترین تفسیر و تعبیر راه امام را از زبان رهبری شنیده ایم در همین خطبه ۱۵ بهمن در دانشگاه تهران؛ ایشان با برشمردن مشخصات انقلاب اسلامی، راه امام و خط امامی بودن را به یک معنا تشریح کردند. دستیابی به عناصر ذهنی و فکری، شناخت سیره و سنت عملی امام کار دشواری نیست ولی تبعیت از آن دشوار است.

**تشابه نهم دی و انقلاب اسلامی ایران
نهم دی بازتابی از آنچه مردم از قبل از ۲۲ خرداد ۸۸ تا عاشورای ۸۸ احساس می کردند، بود.مردم یکباره نسبت به برخی جریانات واکنش نشان دادند و ثابت کردند که بر آن عهدی که با اسلام، امام و رهبری بسته بودند پایدارند و در صحنه حاضر هستند.
مردم یکبار هم در نماز جمعه ۲۹ خرداد پشت سر رهبری این حضور خود را اعلام کردند، فرق ۲۹ خرداد ۸۸ با نهم دی ۸۸ این بود که ۲۹ خرداد تجمعی به صورت منظم ، مرتب و منطبق بر آداب و احکام نماز جمعه و آرام بود ولی همین دریا در سراسر ایران در نهم دی طوفانی شد و مردم در نهم دی فریاد کشیدند.

** ارتباطتان با شهید مطهری
در آن ایام بیشتر از دیگر از روحانیون با شهید مطهری ارتباط داشتم، ایشان که ده ها سال برای پیروزی انقلاب اسلامی تلاش کرده بودند از اتفاقات بسیار خوشحال بودند و امام را مقتدای خود می دانست، بنده احترام همه جانبه ای که شهید مطهری برای امام قائل بودند را هیچ جا ندیدم.
شهید مطهری در همان ماه های قبل از پیروزی انقلاب و ۸۰ روزی که بعد از پیروزی انقلاب زنده بود، دو بار سنگین فکری ، فرهنگی و دیگری بار ‘شکیلاتی را بر عهده داشت.
ایشان هم عضو موثر شورای انقلاب بود و هم رابط روحانیت مبارز با پاریس و امام بودند و هم حافظ حدود انقلاب برای مصون ماندن آن از دستبرد جریان های التقاطی. اگر ایشان به شهادت نرسیده بودند، ما شاهد آثار عملی و فکری بسیار نیکویی از اندیشه و تجربه شان در عرصه انقلاب بودیم.

 

https://haddadadel.ir/news/104-08-2011

تمامی حقوق برای وبگاه شخصی دکتر غلامعلی حداد عادل محفوظ است.