تاریخ انتشار: 26 دی 1401

تصاویر | حضور در مراسم ختم پدر سیدمصطفی آقامیرسلیم

دکتر حدادعادل روز دوشنبه ۲۶ دی ماه ۱۴۰۱ در مراسم ختم پدر سیدمصطفی آقامیرسلیم، نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس که در مسجد حضرت امیر(ع) تهران برگزار شد حضور یافت.

https://haddadadel.ir/multimedia/2224-16-2023

تمامی حقوق برای وبگاه شخصی دکتر غلامعلی حداد عادل محفوظ است.
تاریخ انتشار: 25 دی 1401

تصاویر/اختتامیه پانزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد

آیین اختتامیه پانزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد عصر روز ۲۴ دی‌ماه با حضور دکتر غلامعلی حدادعادل و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرعامل موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران، مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی و علاقه‌مندان این حوزه در تالار وحدت برگزار شد.

https://haddadadel.ir/multimedia/2222-15-2023

تمامی حقوق برای وبگاه شخصی دکتر غلامعلی حداد عادل محفوظ است.
تاریخ انتشار: 13 دی 1401

تصاویر | جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی

https://haddadadel.ir/multimedia/2216-03-2023

تمامی حقوق برای وبگاه شخصی دکتر غلامعلی حداد عادل محفوظ است.
تاریخ انتشار: 13 دی 1401

شهید سلیمانی پشتیبانی از نظام را همچون نماز بر خود واجب می‌دانست

دکتر غلامعلی حدادعادل عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به‌ مناسبت سومین سالگرد شهادت شهید حاج قاسم سلیمانی، اظهار کرد: شاخصه اصلی در شخصیت شهید سلیمانی جامعیت نگاه و عملکرد اوست و جوانان باید او را به اعتبار جامعیتی که او از اسلام و انقلاب اسلامی به همه نشان داد، بشناسند.

وی در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس افزود: شهید سلیمانی یک مسلمان معتقد بود که به امور قلبی و ایمانی توجه می‌کرد، اخلاص در نیت و کار برای خدا برای او مهم بود، به اولیای خدا متوسل می‌شد و به حضرت زهرا(س) عشق می‌ورزید و می‌توان گفت تمام نشانه‌های یک مسلمان سنتی را در خود داشت؛ اما در عین حال به این توجه داشت که اسلام اگر فقط به مسائل درونی محدود شود ناقص است، بلکه مسلمان باید به یک واقعیتی به نام جامعه توجه داشته باشد.

حدادعادل تصریح کرد: سلیمانی معتقد بود در جامعه‌ای که در آن حکومت صالح حاکم نباشد، فرد هم نمی‌تواند به کمال برسد. لذا به این توجه داشت که چه کسی بر جامعه حکومت می‌کند و به همین دلیل مدافع انقلاب اسلامی بود و کاملاً این حضور خود در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی را با اعتقاد قلبی و درونی‌اش مرتبط می‌کرد.

وی گفت: شهید سلیمانی همان‌طور که نماز را بر خود واجب می‌دانست، پشتیبانی از نظام را هم بر خود واجب کرده بود. نگاه شهید سلیمانی به ولایت فقیه همان تفکر اسلام سیاسی است و جمع شدن این تفکر با احوالات درونی و ایمانی نکتۀ مهم شخصیت اوست.

حدادعادل افزود: قاسم سلیمانی تربیت‌شده مکتب امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای و در یک کلام، انسان تربیت‌شده در تراز انقلاب اسلامی است و الگوی خوبی برای جوانان در حوزه‌های فردی و سیاسی و اجتماعی است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: خداوند محبت شهید سلیمانی را در دل مردم انداخت و پس از شهادتش تولد دیگری در ذهن‌ها و دل‌های ما پیدا کرده که ماندگار خواهد بود و سرمایه‌ای برای آینده کشور است.

حدادعادل در پایان گفت: قدر و مقام قاسم سلیمانی بلندمرتبه بود اما با شهادتش این قدر و مقام بلندمرتبه‌تر شد و آثار فرهنگی، دینی، اجتماعی و سیاسی بسیاری را پس از شهادت شهید سلیمانی در دنیا دیدیم.

https://haddadadel.ir/news/2214-03-2023

تمامی حقوق برای وبگاه شخصی دکتر غلامعلی حداد عادل محفوظ است.
تاریخ انتشار: 12 دی 1401

حوزه هنری نخستین شکوفه هنری درخت انقلاب است

آئین تودیع و معارفه رؤسای سابق و جدید حوزه هنری استان تهران عصر یکشنبه با حضور جمعی از مسئولان و مدیران فرهنگی و هنری برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و میهمان ویژه مراسم بود که به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: کسانی که در این کشور مسئولیتی دارند شخصیت سردار سلیمانی را الگو قرار دهند و همانند آن شهید بزرگ برای خدا به صورت جبهه‌ای و جهادی کار کنند؛ امروز کشور نیازمند افراد پاک باخته و از خود گذشته است.

مشاور عالی رهبر انقلاب افزود: اوایل انقلاب می‌گفتیم کار برای انقلاب بازنشستگی ندارد کسی نمی‌تواند بگوید از انقلاب بازنشسته شده است چون کار برای خدا بازنشستگی ندارد. خاطرم هست اوایل انقلاب گفته می‌شد ساعت کار فرد انقلابی با باز شدن پلک چشمش شروع و با فرو افتادن پلک چشمش در شب تمام می‌شود؛ شهید سلیمانی چنین بود.

حداد عادل با بیان اینکه حوزه هنری نخستین شکوفه هنری بود که بر درخت انقلاب قبل از پیروزی انقلاب رویید، گفت: هیچ انقلابی پیروزی‌اش بدون هنر به دست نمی‌آید. انقلاب یک خیزش است. در انقلاب احساسات و عواطف به صورت یک انرژی منفجر شده است و هنر می‌تواند همانند یک شیپور نیروهای انقلاب را به حرکت در بیاورد و خاطرم هست مقام معظم رهبری چند تن دیگر همان اوایل دی ماه ۵۷ گرد هم جمع شدند و یک حوزه اندیشه و هنر تأسیس کردند و چون در اوایل انقلاب نیاز به شعر و سرود داشتیم حوزه هنری اقدام به تولید شعر و سرود می‌کرد. می‌طلبد حوزه هنری فعالیت‌های خودش را در مقیاس ملی اقدام به تولیدات هنری در تراز انقلاب و تربیت نیروی انقلابی کند.

رئیس فرهنگستان زیان و ادب فارسی در پایان گفت: امروز نیاز است که با جامعه و بخصوص نسل جوان با زبان هنر سخن گفته شود چرا که اگر حقیقت با هنر عرضه شود پذیرفته می‌شود.

https://haddadadel.ir/news/2212-02-2023

تمامی حقوق برای وبگاه شخصی دکتر غلامعلی حداد عادل محفوظ است.
تاریخ انتشار: 10 دی 1401

دریغا شیبانی

دکتر عباس شیبانی شامگاه پنجشنبه اول دی ماه یک‌هزار و چهار صد و یک، در نود و یک سالگی، درگذشت. با درگذشت او، ایران و انقلاب اسلامی یکی از خدمتگزاران صادق و دلسوز و کارآمد خود را از دست داد. شیبانی به خاندانی اصیل تعلق داشت که در آن شخصیت‌های درجه‌اول و تأثیرگذاری پرورش یافته‌اند. دوران دانشجویی او در دانشکدۀ پزشکی تهران با نهضت ملی شدن صنعت نفت مقارن بود و شیبانی در مبارزات ملت ایران علیه استعمار انگلیس به آن نهضت پیوست. او پس از کودتای بیست و هشت مرداد سال سی و دو، در کنار شخصیت‌هایی مانند مرحوم آیت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان، به موازات آشنایی روزافزون با معارف اسلامی، با نهضت مقاومت ملی همکاری داشت و اندکی بعدتر به نهضت آزادی پیوست که در مقایسه با جبهۀ ملی، به جهان‌بینی اسلامی التزام بیشتری داشت و ملی‌گرایی را با صبغۀ اسلامی دنبال می‌کرد. با دستگیری سران نهضت آزادی، شیبانی نیز به زندان افتاد و پس از شش سال که در تهران و برازجان زندانی بود، آزاد شد. آزادی او مقارن با سال‌هایی بود که امام خمینی(ره) با تکیه بر مبانی اسلامی و معارف علوی و حماسۀ حسینی قیام خود را بر علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی آغاز کرده بود. شیبانی که مسلمانی مؤمن و درست‌اعتقاد بود، با تمام وجود به نهضت امام خمینی پیوست. روزی که آیت‌الله سعیدی در حمایت از امام راحل، در زندان‌های شاه براثر شکنجه به شهادت رسیده بود، این شیبانی بود که در مسجد او در خیابان غیاثی تهران به‌رغم ممانعت‌های ساواک سخنرانی کرد و دوباره به زندان افتاد. این بار، او در معرض خطر اعدام بود. شیبانی مسلمان و مبارزی نستوه و مقاوم بود که تا پیروزی انقلاب اسلامی در حدود سیزده سال از عمر خود را در زندان سپری کرد، اما لحظه‌ای در درستی راه خود تردید نکرد. او آنچه را که نخست در جبهۀ ملی و سپس در نهضت آزادی جست‌وجو می‌کرد به نحو کامل‌تر در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی پیدا کرد و با تمام وجود، چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه پس از آن، در خدمت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. او، به همان اندازه که از رژیم وابسته و فاسد شاه متنفر بود، به انقلاب اسلامی معتقد و دلبسته بود و، به همان اندازه که در مبارزه با آن رژیم مقاوم ثابت‌قدم بود، در دفاع از انقلاب و حفظ دستاوردهای آن پابرجا بود.

مجموعۀ اوصاف برجستۀ اعتقادی و تجربه‌های طولانی مبارزاتی و خصوصیات والای شخصیتی او سبب شد تا دکتر شیبانی در ماه‌های قبل از پیروزی انقلاب به عضویت در شورای انقلاب برگزیده شود و اندکی بعد به عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی انتخاب شود. حزبی که با همت و ابتکار روحانیون مبارزی همچون شهید بهشتی، آیت‌الله خامنه‌ای، شهید باهنر، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، و آیت‌الله موسوی اردبیلی تأسیس شده بود و همۀ آنان به شیبانی به چشم یک شخصیت معتقد متقی و دانشمند و مبارزی بااخلاص و خستگی‌ناپذیر می‌نگریستند.

دکتر شیبانی، از روز اول پیروزی انقلاب اسلامی، علاوه بر نقش فعالی که در شورای انقلاب داشت، از قبول مسئولیت شانه خالی نکرد و هر کجا باری به زمین مانده دید آن را به‌دوش گرفت. در مجلس خبرگان عضو بود و در دولت شهید باهنر وزیر کشاورزی شد و در پنج دورۀ اول مجلس نمایندگی مردم تهران را داشت. در همۀ این سال‌ها، انواع مسئولیت‌ها را نیز برعهده می‌گرفت. او در بحبوحۀ جنگ و محاصرۀ آبادان، در فرمانبرداری آبادان به امور مهمی از جنگ رسیدگی می‌کرد سپس در سال ۶۰، وقتی در میدان امام خمینی برای ویرانی تأسیسات مخابراتی بمب‌گذاری شد، براثر انفجار به آن ساختمان و تأسیسات و نیز به بسیاری از مغازه‌ها و منازل آن منطقه خسارات و ویرانی‌های سخت وارد شد، مدیریت بازسازی آن منطقه را که کاری دشوار بود برعهده گرفت. در همان سال‌ها، در کارگروه تخصیص ارز به بیماران اعزامی به خارج از کشور، با دلسوزی و تشخیص درست خود، هم رضایت بیماران و خانواده‌های آنها را جلب کرد و هم در مصرف ارز صرفه‌جویی کرد. مدتی نیز ریاست دانشگاه تهران را داشت. دکتر شیبانی چون دانشگاه‌دیده و دانشمند بود و، علاوه بر این، سال‌های طولانی با دانشگاهیانی مانند مهندس بازرگان و دکتر سحابی در زندان معاشرت و مجالست کرده بود، زبان متخصصان و دانشگاهیان را می‌دانست و به همین جهت می‌توانست چه در مدیریت وزارت کشاورزی و چه در دانشگاه تهران با آنان ارتباط برقرار کند و همکاری کند. شیبانی در ایجاد مرکز پیشرفتۀ درمان بیماری‌های قلب در دانشگاه علوم پزشکی سهم عمده‌ای داشت. من که از دیرباز شیفتۀ شخصیت دکتر شیبانی و ارادتمند به او بودم، در سال ۱۳۸۰ به مناسبت آغاز به کار آن مرکز مقاله‌ای در معرفی او به جوانان تحت عنوان «دکتر شیبانی، الگویی برای جوانان» نوشتم که در روزنامۀ اطلاعات به چاپ رسید.

دکتر شیبانی سه دوره عضو شورای شهر تهران شد. مردم به فهرستی که نام او و مهندس چمران بر بالای آن بود اعتماد کردند و رأی دادند. عضویت در شورای شهر تهران آخرین مسئولیت رسمی او در انقلاب بود که تا حدود هشتاد و پنج سالگی وی ادامه داشت. پس از آن نیز با وجود کهولت و بیماری به فعالیت در بعضی مؤسسات خیریه و کارهای عام‌المنفعه ادامه می‌داد.

از نظر اخلاقی و منش شخصی، شیبانی مردی باوقار و صاحب شخصیتی استحکام‌یافته بود. او در زندگی برای خود اصولی داشت که هرگز از آن اصول تخطی نکرد، و در عین پافشاری بر اصول اعتقادی و سیاسی خود، با دیگران مهربان بود. شیبانی یک چهرۀ شناخته‌شده کاملاً اجتماعی بود. محمدعلی عمویی، از اعضای مهم کادر مرکزی حزب توده که در زندان برازجان با او هم‌بند بوده، در کتاب خاطرات خود که تحت عنوان «دُرد زمانه» به چاپ رسیده، دربارۀ او می‌نویسد: «شیبانی قدری خشک و رسمی، اما صمیمی و بامحبت است».۱

او، در عین حال که بسیار کم‌حرف بود، بسیار پرکار بود. در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، که من هم در آن عضویت داشتم و از نزدیک شاهد رفتار و گفتار وی بودم، اهل درازنفسی و پرگویی نبود. از گزافه‌گویی و تندروی پرهیز داشت و از قضاوت‌های سریع و شتابزده دربارۀ اشخاص خودداری می‌کرد. شیبانی بسیار منظم و متواضع بود و هنگامی که به مسجدی یا مجلسی وارد می‌شد یکسره به میان مردم می‌رفت و هر جای خالی که پیدا می‌کرد همانجا می‌نشست.

از خصوصیات برجسته و بارز او ساده‌زیستی و احتیاط تا حد وسواس در استفاده از بیت‌المال بود. از قبل از انقلاب تا پایان عمر در یک خانۀ ساده و بی‌آلایش در نزدیکی میدان سپاه تهران سکونت داشت و هرگز به فکر توسعه و تجمل بساط مختصر زندگی خویش نبود. لباسی ساده اما مخصوص به خود داشت و به نظر می‌رسید آگاهانه کت و شلوار متعارف را کنار گذاشته است. احتیاط او در استفاده از بیت‌المال مثال‌زدنی و ستودنی بود. دوستانش در شورای شهر نقل می‌کنند که در شورا هرگز حتی یک استکان چای و یک حبه قند هم مصرف نکرده است. من خود از او نمونه‌هایی در مراعات بیت‌المال دیده‌ام که باورنکردنی است.

دکتر شیبانی بسیار متدین بود. او را معصوم نمی‌دانم، اما گمان نمی‌کنم کسی از او آشکارا گناهی دیده باشد. او عامل به واجبات شرعی و تارک محرمات بود. تا وقتی بیماری بر او غلبه نکرده بود پای ثابت نماز جمعه بود. همسر او، خانم مفیدی هم به خانواده‌ای تحصیل‌کرده و متدین و مبارز تعلق داشت. برادرخانم‌های او فعال سیاسی بودند و محمد مفیدی، که قبل از انقلاب سرهنگ طاهری، از عوامل مؤثر در کشتار مردم در پانزده خرداد را ترور کرد و اعدام شد، یکی از برادران همسر او بود.

شیبانی در عین حال که مرد میدان عمل بود، به علم و دانش و کتاب هم توجه داشت. از او ترجمۀ کتابی از فرانسه به نام «حیات و هدفداری» به چاپ رسیده که هم کتابی علمی و هم توحیدی است و نخستین‌بار در سال ۱۳۵۰ توسط شرکت سهامی انتشار منتشر شده است. در مقدمۀ مترجم، وی می‌گوید:

«در به‌کار بردن لغات طبی، از حافظۀ خود استفاده نمودم؛ زیرا در این محیط محدود، دسترسی به وسایل مطلوب مشکل بود و چه بسا که حافظه نیز درست یاری نکرده باشد».۲

از این عبارات به روشنی فهمیده می‌شود که وی این کتاب را در اوقات فراغت خود در زندان از فرانسه به فارسی برگردانده است. در همین مقدمه، شیبانی دربارۀ مؤلف کتاب چنین اظهار نظر کرده است:

«کتابی که از نظر خوانندگان می‌گذرد ترجمۀ کتاب روویر استاد فقید تشریح دانشکدۀ پزشکی پاریس است. از کلمات و عبارات متن اصلی چنان روح ایمان و اعتقاد به مبدأ آشکار می‌شد که هر بار مصحح و اینجانب را به طلب مغفرت برای روان پاکش وا می‌داشت».۳

در عالم سیاست، شیبانی را باید مردی صادق و ثابت‌عقیده دانست. او در اعتقاد به اسلام و عشق به ایران صادق بود، به همین جهت، وقتی این هر دو صفت را در امام خمینی (ره) و نهضت او پیدا کرد، اجازه نداد تعلقات حزبی مانع از پیوستن کامل او به انقلاب اسلامی شود. اعتقاد او به «ولایت فقیه» سبب شد تا پس از امام خمینی نیز در پیروی از آیت‌الله خامنه‌ای لحظه‌ای تردید نکند. در چهل و چند سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته، شاهد بوده‌ایم که بعضی افراد مشهور که سابقۀ مبارزاتی قبل از انقلاب و مسئولیت‌های بعد از انقلاب داشته‌اند، به تدریج، در قول و فعل خود، از مبانی نخستین خود که روزگاری شعار آنها بوده و همگان را بدان فرا می‌خوانده‌اند، فاصله گرفته و بر سر عقاید سیاسی و انقلابی و حتی دینی خود ثبات‌ قدم و استقامت نداشته‌اند. اما دکتر شیبانی هیچگاه در پیچ‌و‌خم‌های سیاست و لغزشگاه‌ها، ثبات قدم و استواری خود را از دست نداد و دچار لغزشی نشد. او از مصادیق این آیۀ قرآن کریم بود که:

«انّ الذینَ قالوا ربّنا الله ثُمّ استقاموا، تَتَنَزّلُ عَلَیهمُ الملائکۀ ألّا تَخافوا وَ لا تَحزَنوا وَ أبشِروا بالجَنّۀ الّتی کُنتُم توعَدون» {قرآن، سورۀ فصلت، آیۀ ۳۰}

اکنون این مرد بزرگ و این شخصیت بزرگوار، پس از یک عمر طولانی و بابرکت، زندگانی فانی را پشت سر گذاشته و حیات ابدی یافته است، در حالی که در کتاب روشن زندگانی وی لکۀ سیاهی دیده نمی‌شود. سینۀ او گنجینه‌ای از خاطرات سیاسی هفتاد سال اخیر بود، اما این مرد کم‌سخن و پرکار با شرح صدری که داشت همۀ آن رازها را در سینه نگاه داشت و، تا آن دم که برای همیشه لب از سخن فرو بست، لب به سخن نگشود.

پی‌نوشت‌ها:

  1. عمویی، محمدعلی، دُرد زمانه، تهران: انتشارات آنزان، ۱۳۷۷، ص ۲۲۲.
  2. روویر، ه.، حیات و هدفداری، ترجمۀ عباس شیبانی، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۵۰، ص ۹.
  3. همان، ص ۸.
https://haddadadel.ir/news/2207-31-2022

تمامی حقوق برای وبگاه شخصی دکتر غلامعلی حداد عادل محفوظ است.
تاریخ انتشار: 7 دی 1401

به هزارویک دلیل دو ملت ایران و عراق باید با هم دوستی کنند

استادان گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سلیمانیه عراق ضمن دیدار با دکتر حدادعادل از بخش‌های مختلف فرهنگستان زبان و ادب فارسی بازدید کردند.

دکتر حدادعادل ضمن خیرمقدم به استادان زبان فارسی دانشگاه سلیمانیه گفت: از حضور استادان زبان و ادب فارسی دانشگاه‌های سلیمانیه در فرهنگستان زبان و ادب فارسی استقبال می‌کنیم و امیدواریم دایره روابط ما گسترده‌تر شود. کشور ۴۱ میلیونی عراق یکی از نعمت‌ها و برکاتی است که در همسایگی ما قرار دارد و مردم ایران علاقۀ خاصی به عتبات متبرّک در عراق دارند و جای بسی خوشحالی است که راه‌های همکاری گشوده شده است.

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به دوران دفاع مقدس گفت: باآن‌که هر دو ملت ایران و عراق تمایلی به جنگیدن با هم نداشتند، رژیم بعث عراق جنگی طولانی را بر هر دو ملت تحمیل کرد. بسیاری از خانواده‌های ایرانی در دفاع مقدس شهید دادند و در روزهای گذشته نیز کاروانی از پیکرهای به‌جامانده از چهارصد شهید گمنام در ایران تشییع شد. مردم کرد عراق هم از آسیب‌های این رویداد در امان نبودند.

او افزود: جای بسی خوشحالی که اکنون می‌توانیم به جای جنگیدن دوستی را جایگزین کنیم. به هزارویک دلیل باید دو ملت ایران و عراق با هم دوستی کنند. امیدوارم که زمینۀ همکاری‌های دو کشور در بخش‌های فرهنگی، علمی، گردشگری و اقتصادی گسترش پیدا کند.

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به زبان کردی که در تقسیم‌بندی‌های علمی یکی از شاخه‌های زبان‌های ایرانی به شمار می‌رود؛ گفت: این پیوند تاریخی و فرهنگی دیرسال و آشنایی بسیاری از مردمان اقلیم کردستان و سران اقلیم با زبان فارسی موجب فراهم‌آمدن زمینۀ خوبی برای نزدیکی و همکاری بیشتری میان دو ملت شده است.

او در ادامه با اشاره به شاعران و ادیبان بزرگی که در کردستان ایران به زبان فارسی، کردی و گاه عربی شعر می‌سرایند، گفت: فرهنگ و ادب ایران همواره از خدمات فرهیختگان کرد بهره‌مند بوده است. برای‌ نمونه در پنجاه‌سال گذشته ادیب و نویسنده‌ای هم‌طراز مرحوم عبدالحمید بدیع‌الزمانی کردستانی نداشته‌ایم که مانند آن استادِ مسلّم بر زبان عربی تسلط داشته باشد. امثال او خدمات ارزشمندی به زبان و ادب فارسی کرده‌اند.

حداد عادل با بیان این مطلب که همواره رابطۀ ما ایرانی‌ها با عراقی‌ها ازجمله مردمان کرد این کشور صمیمانه و صادقانه بوده است؛ گفت: جمهوری اسلامی ایران هرگز مانند رژیم گذشتۀ ایران با کردها رفتار نکرده است و هرگز سر کردها معامله نمی‌کند. مهم‌ترین اصول جمهوری اسلامی ایران روابط اسلامی و انسانی است.

او با اشاره به حمایت ایران برای جلوگیری از حمله داعش به اربیل و تصرّف این شهر مهم گفت: سردار سلیمانی تنها چند ساعت پیش از حملۀ داعش به اربیل از این ماجرا خبردار شد و صبح‌نشده با نیروهایش در اربیل مستقر شد و مانع سقوط آن شد. این حمایت سردار سلیمانی از کردها، تنها گوشه‌ای از سیاست جمهوری اسلامی در قبال کردها است. جمهوری اسلامی ایران هرگز درصدد گسترش مرزهای خود نیست و آنچه که در داخل کشور عراق اتفاق می‌افتد به ما ایرانی‌ها مربوط نیست. برای ما استقلال عراق و برقراری رابطه خوب با آن‌ها مهم است. بی‌شک ایران برای کردستان عراق، از آمریکا و اسرائیل دلسوزتر است.

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با بیان این مطلب که اهالی اقلیم کردستان در یک دورۀ شش ماهه می‌تواند زبان فارسی را فرا بگیرند، خطاب به استادان زبان فارسی دانشگاه سلیمانیه گفت: من سفر شما را به ایران به فال نیک می‌گیرم. امیدوارم بزودی شاهد حضور و شرکت شما و همکاران‌تان در سایر دوره‌های بنیاد سعدی باشیم. تمام تلاش ما در بنیاد سعدی این است که استادان زبان فارسی، در جای‌جای جهان به‌ویژه کشور عراق، بتوانند از امکانات دانش‌افزایی این مجموعه بهره‌مند شوند.

حدادعادل در ادامه سخنانش با اشاره به سابقۀ ۹۰ سالۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و جایگاه ویژۀ آن در غرب آسیا گفت: فرهنگستان زبان فارسی امکان این را دارد تا در صورت لزوم با همکاری بنیاد سعدی شرایطی را برای دسترسی استادان دانشگاه‌های سلیمانیه به منابع زبان و ادب فارسی فراهم کند.

https://haddadadel.ir/news/2204-28-2022

تمامی حقوق برای وبگاه شخصی دکتر غلامعلی حداد عادل محفوظ است.