Haddade Adel
Haddade Adel

اشعار

پرچم آزادگی

پرچم آزادگی

در سكوت سرد شب فریاد مردی شد بلند
خیزش و خشم و خروش اهل دردی شد بلند

خواب شب آشفته شد از تندر توفنده‌ای
آذرخشی، آتش گردون‌نوردی، شد بلند

گردبادی شد نمایان در دل هامون ز دور
شهسواری تاخت در صحرا و گردی شد بلند

پیش‌تر آرامش مهتاب در مرداب بود
ناگهان موج خروشان نبردی شد بلند

كرد گلگون سرخی خون چهره‌های زرد را
شعله‌های آتشینِ سرخ و زردی شد بلند

نغمه آزادی از هر گوشه‌ای آمد به گوش
آتش از خاكستر خاموش و سردی شد بلند

بار دیگر كاوه آهنگری از ره رسید
پرچم آزادگی با دست مردی شد بلند


غلامعلی حدّاد عادل

Haddade Adel
Haddade Adel