Haddade Adel
Haddade Adel

اشعار

لب و لبخند

«لب و لبخند»

ای دل ما به دام زلف تو بند
می‌شود با تو بود روزی چند؟

ای به بازار حسن، بی‌همتا
ای به میدان عشق بی‌مانند

می‌شود با تو دل به دریا زد؟
كشتی عشق را بر آب افكند؟

می‌شود میهمان كنی ما را؟
بر سرِ سفره لب و لبخند؟

با شكرخنده‌های شورانگیز
با سخن‌های آن لب چون قند

هر كه روی تو دید با خود گفت
پرنیان است یا حریر و پرند

یاد باد آنكه هاتفی می‌گفت
با دف و چنگ و نی به بانگ بلند:

«از تو ای دوست نگسلم پیوند
ور به تیغم بُرند بند از بند»

 

اردیبهشت ۱۳۹۲

Haddade Adel
Haddade Adel