Haddade Adel
Haddade Adel

یك حرف از هزاران

دعوت آقایان موسوی و كروبی از طرفدارانشان برای آمدن به خیابان‌ها و تظاهرات، چه به نام حمایت از انقلاب مردم مصر و چه به هر دلیل و بهانه دیگر، با هیچ منطق و محاسبه‌ای قابل فهم و قابل توجیه نیست. مردم مصر، اگر خواهان سرنگونی حسنی مبارك و نظام حكومت او بودند، در درجه اول به‌دلیل وابستگی خفت بار آن رئیس جمهور سرنگون شده از امریكا و اطاعت بی‌چون‌و چرای او از كاخ سفید و صهیونیسم بین‌الملل در حمایت از اسرائیل بود. انقلاب مردم مصر، فوران ناگهانی آتشفشانی بود كه انرژی خشم و غضب ملت علیه حكومت در آن انباشته شده بود.

بغض این ملت یكباره و ناگهان تركید. آنان خود را نزد مردم مظلوم فلسطین و نزد همه اعراب و مسلمانان، بلكه نزد همه مردم آزاده جهان خجالت زده می‌دانستند، زیرا حكومتی داشتند كه به‌جای آن‌كه از گذرگاه رفح برای رفع محاصره صهیونیست‌ها و حامیان غربی آنها، بویژه امریكا، استفاده كند و اجازه دهد قوت و غذا و دارو به فلسطینی‌های غزه برسد، این گذرگاه را هم، كه تنها راه تنفس احتمالی آن مردم بیچاره بود، مسدود كرده بود تا محاصره كامل شود و حماس از پا درآید و نقشه‌های امریكا و اسرائیل به‌صورت كامل اجرا شود.

مردم مصر واقعیت تلخ سازش رژیم حاكم بر مصر را با اسرائیل از 30‌سال پیش لمس كرده بودند و در سال‌های اخیر تیزی خنجر زهر آلود حسنی مبارك را در عمق جان و جگر خود بیشتر از گذشته احساس می‌كردند.

 

حالا این مردم به پاخاسته‌اند و توانسته‌اند با تقدیم صدها كشته و هزاران مجروح و با پایداری در طول سه هفته مداوم حضور در میدان تحریر قاهره و دیگر شهرها، حسنی مبارك را، كه در اندیشه موروثی كردن ریاست جمهوری مصر بود سرنگون كنند و قدم در عرصه روزی نو و روزگاری نو نهند.

برای امریكا، هیچ كس وفادار و فرمانبرتر از حسنی مبارك نبود و امریكایی‌ها اگر كار به دست خودشان بود، هرگز حاضر نبودند نوكری مانند او را از دست بدهند. علاقه‌ آنها به مبارك نه به خاطر خود مبارك كه به‌خاطر اسرائیل بود. اسرائیل خط‌قرمز امریكایی‌هاست، زیرا 70 درصد از دولتمردان بلندپایه امریكا در كاخ سفید، صاحب دوگذرنامه و دو تابعیت هستند، آنها هم گذرنامه امریكایی و هم گذرنامه اسرائیلی دارند.

امریكایی‌ها وقتی به این نتیجه رسیدند كه عمر سیاسی حسنی مبارك به پایان رسیده و از این مرده سیاسی بیش از این نمی‌توان حمایت كرد، در یك چرخش آشكار و مفتضح، دست از حمایت از او برداشتند. آنها كه بشدت نگران آینده اسرائیل بودند، به فكر افتادند با سپردن اوضاع مصر به دست نظامیان، منافع خود و اسرائیل را تأمین كنند و در عین حال خود را حامی انقلاب مردم مصر و موافق با مطالبات مردم قلمداد كنند.

درست سه روز پس از سرنگونی و فرار مبارك، آقایان موسوی و كروبی با دعوت از طرفداران خود برای تظاهرات در ایران، به امریكایی‌ها امكان دادند تا با تبلیغ این دعوت و نشان دادن صحنه‌های حضور پراكنده تظاهركنندگان (كه تعداد آنها در مقایسه با شمار تظاهرات مردمی بیست‌ودوم بهمن، حكایت قطره و دریا بود) به دنیا اعلام كنند كه تظاهرات ملت‌های عرب كه از تونس آغاز شده بود و به مصر رسیده بود اكنون به ایران سرایت كرده است، ضد امریكایی نیست و تظاهرات 25 بهمن تهران بهترین دلیل است كه مشكل مردم مصر و تونس، وابستگی رژیم‌های آنها به امریكا و اسرائیل نبوده است بلكه همه این تظاهركنندگان در تونس و مصر و ایران خواهان دموكراسی هستند و امریكا هم از دموكراسی در همه جای جهان حمایت می‌كند! انعكاس وقایع روز دوشنبه 25/11/89 در تهران در شبكه‌های تلویزیونی «صدای امریكا» و «بی.بی.سی» همین است. اگر چنین كاری خدمت به امریكا و اسرائیل نیست، خوب است آقایان توضیح بدهند كه چیست؟

عجیب است كه یك سال و چند ماه پیش، در روز قدس تظاهركنندگان طرفدار آقایان، به رغم شعارهای ملت ایران و درست در نقطه مقابل آرمان‌های امام راحل، شعار «نه غزه، نه لبنان» سر می‌دادند و امروز از همان طرفداران دعوت می‌كنند كه به بهانه حمایت از مردم مصر، به خیابان‌ها بیایند و با نظام اسلامی كه قطعاً و حقاً الهام‌بخش مردم مصر در بیداری اسلامی بوده، به مخالفت برخیزند.

آیا نباید گفت هم آن شعار «نه غزه، نه لبنان» و هم این دعوت برای حمایت از مصر، هر دو، به یك منظور و از یك مركز طراحی و تدبیر شده و آن همان مركزی است كه امروز در حال بهره‌برداری از این واقعه است؟ آیا آقایان كروبی و موسوی بهتر از این هم می‌توانستند خودشان را با دست خودشان در دادگاه افكار عمومی مردم منصف و با فهم ایران محكوم كنند؟ و شگفت‌آورتر از همه این است كه آقایان هنوز هم ادعا می‌كنند كه پیرو امام راحل و آرمان‌های او هستند.

 

منتشر شده در:

1. ویژه نامه حوادث فتنه روزنامه ایران _ 29 بهمن ماه 89

2. روزنامه ایران _ 30 بهمن ماه 89

3. روزنامه آشتی ملی _ 3 اسفندماه 89

Haddade Adel
Haddade Adel